سبلان
(صعود یخچال شمالی سبلان)
روز چهارشنبه ساعت 21 بلیط برای رفتن به شهر اردبیل رزرو کرده بودیم . به علت دوری مسیر آقای کشتکار تصمیم بر این شد که در بین راه به ما ملحق بشود.
اتوبان تهران کرج بقدری شلوغ بود که که ساعت 23.30 ما به کرج رسیدیم وآقای کشتکار سوار اتوبوس شد .
در ترمینال اردبیل بین ساعت 8.30 تا 9 بود که رسیدیم بخاطر برنامه زمانی که چیده بودیم به طرف شابیل حرکت کردیم.
بین ظهر بود که به شابیل رسیدیم نم نم داشت باران میامد. با یکی از این راننده ها صحبت کردیم و سوار ماشین به طرف یخچال رفتیم .
سر دوراهی پیاده شیدم . کوله ها سنگین بود (هیچ) یک کیسه بار تمام ابزار فنی در آن قرار داشت دست گرفقتیم و به سمت کمپ زیر یخچال حرکت کردیم .
بادی هر از گاهی میوزید ولی هوا نسبتاً خوب بود . با مشقت زیاد (سنگین بودن کوله ها و کیسه ابزار) به کمپ رسیدیم که تیم اعزامی بانوان هیئت استان تهران و دو تیم از دوستان تبریزی در منطقه حضور داشتند که طوفانی به پا شد که با عکس العمل سریع چادر را برپا کردیم که تگرگ وحشتناکی بارید و تمام منطقه را سفید پوش کرد.
تا صبح روز بعد برف و تگرگ ادامه داشت صدای رعد برق تمام منطقه را فرا گرفته بود . دیگر امید به باز شدن هوا نداشتیم . بین ساعت 8.30 صبح دیگر برف نمیبارید ولی هنوز باد که بین 50 تا 60 کیلومتر امان چادرها را گرفته بود . از چادر بیرون آمدیم یکی از چادر تیم بانوان و دوستان تبریزی متلاشی شده بود .با آقای کشتکار تصمیم گرفتیم دوری در منطقه زده باشیم که با تمام تجهیزات فنی و خوردوخوراک به طرف یخچال حرکت کردیم. مسیر را در بادی نسبتاً مناسب در حرکت بودیم که به زیر بلوری اول مسیر برای کارگاه زدن در ارتفاع 4350 متر رسیدیم که بادی سهمگین با سرعتی بالا بهمراه برفهای پودری شروع به وزیدن کرد که احساس میکردیم از جا بلندمان میکند.
اول تصمیم بر این شد که صعود کنیم ولی باد امان نمیداد و برای حمایت کننده مشکل پیش می آمد که به طرف پایین حرکت کردیم.
ساعت 11.30 به چادرمان رسیدیم و چادرمان راجمع کردیم و به پایین حرکت کردیم .
بعد از اینکه ایاب و ذهابی برای رسیدن به شهرستان اردبیل از شابیل مهیا شد به اردبیل امدیم و بعد هم به تهران.
شرکت کنندگان : آقای کامران کشتکار (باشگاه کوهنوردی سایپا) و خودم





