دعوتی به ضیافت شاعرانه رنگ ها






.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
خلیل عبد نیکویی از کوه نوردان همدان که همراه همنوردی از کرمانشاه قصد پیمایش غار پراو را داشت، دچار حادثه شده و جان خود را از دست داد. گویا وی پس از چاه 16، توان خود را به دلایل نامعلومی از دست داده است. غارنورد کرمانشاهی نکویی را تا چاه دهم بالا میآورد؛ اما در این مرحله، کوه نورد همدانی جان خود را از دست میدهد. اکنون تیمی از کوه نوردان و غارنوردان همدان و کرمانشاه در حال انجام عملیات خارج کردن وی هستند. خلیل عبد نکویی در اورست 84 به عنوان فیلمبردار و عکاس تیم ملی بانوان را همراهی کرد که تا ارتفاع 7 هزار متری موفق به صعود شد. غار پراو پیش از این با نام دو کوه نورد باشگاه کوهنوردی و اسکی دماوند تهران که در این غار جان خود را از دست دادند، خبر ساز شده بود.| كاظم فريديان در گفت و گو با خبرگزاري فارس | ||
| ||
فاتح قلل كي تو و نانگاپاربات گفت:
زمان جدايي از سامان زير قله 8126، فراموش كردم به او بيسيم بدهم كه بزرگترين اشتباهم بود.

سه شنبه هفته گذشته هفتاد و دومین نشست انجمن کوهنوردان ایران با محوریت پرسش و پاسخ پیرامون حادثه نانگاپاربات با حضور تمام اعضای تیم و کوهنوردان برگزار شد.
اوایل برنامه رو چون دیر رسیدم گزارش دقیق ندارم که بگم. گزارش گروه سایپا؛ گزارش خانم جعفری و نمایش قسمتهایی ازیک فیلم سنگنوردی بود.
نوبت به مهمترین قسمت برنامه یعنی پرسش و پاسخ ها رسید. ابتدای امر آقای فریدیان مختصری از تشکیل و اعزام و تلاش گروه جهت صعود به قله نکاتی را بیان کردند. به همراه نموداری که وضعیت افراد و تیم را در روزهای حضور در منطقه و فعالیتشان بین کمپ های مختلف تا روز صعود و بازگشت را به خوبی نشان میداد. آقای محمدی مجری این قسمت از برنامه شده بودند و قرار شد هر کسی فقط یک سوال بپرسد. تمام سعی ام بر این بود که تمام پرسش و پاسخ ها را کامل اینجا منتقل کنم اما فرآیند پرسش ها و جواب ها سریع تر از نوشتن من بود. نیمی از پاسخ ها را یادداشت نکردم برای همین فقط به ذکر سوالات حاضرین در جلسه بسنده میکنم. اگرچه به نظرم فقط بیان سوالات ؛بدون جواب؛ وزنه رو به نفع منتقدان را پایین تر میبرد اما خواهشم این است که منصفانه خوانده شود. تمام سوال ها مستقیما پرسیده میشد و از جواب دادن به سوال هایی که روی کاغذ نوشته شده بود خودداری شد. اکثر سوالات با پاسخ منطقی اعضای تیم جواب داده شد
.....
.....
1. ابتدا لیلا اسفندیاری این برنامه رو تنها و انفرادی اعلام کرد. چطور شد که بعدا تیم هفت نفره شد با توجه به اینکه تمام اعضا ( به جز یک نفر) تجربه هشت هزار متری و شناخت زیادی نسبت به یکدیگر نداشتند
2. چرا پیش برنامه ای که نزدیک به شرایط قله باشه مثل یک صعود هفت هزاری نداشتید؟
3. قرارداد با شرکت نارون آرا به چه صورت بوده است؟
4. اگر اتفاقی برای شخص یا یک تیم بیفتد وظیفه فدراسیون یا انجمن این است که به جای برخورد طوری برنامه ریزی کنند تا تیم بدون ترس و محتاط کاری تجربیات خود را انتقال دهد تا برای دیگران مورد استفاده قرار بگیرد. این جبهه گیری دیگران و قضاوت های ناعادلانه باعث میشود تیم هم جبهه گیری کند.
5. در گزارش برنامه تان در روز صعود اشاره کردید که ساعت 6 بعد از ظهر جای پای تازه روی برف ها به سمت کمپ چهار دیده اید. روشنایی هوا در اون موقع چقدر بود؟ آیا تمام مسیر از قله تا کمپ چهار در دیدرس بود؟ آیا سامان را با صدا زدن متوجه خودتان کردید؟
6. در ارتفاع هشت هزارمتری شرایط هوا به شدت متغیر است. (منطقه مرگ) بر فرض که سامان ارتفاع زده نشده و از سلامت عقلانی هم بهرمند بوده است آیا تنها گذاشتن یه نفر خسته در آن ارتفاع کار درستیه؟ آیا نباید کسی همراهش باشه تا رسیدن به کمپ ؟
7. این صعود میتونست یه کار بزرگ و با ارزش تو کوهنوردی کشور باشه چرا به خاطر اینکه کسی کنار سامان نموند اون از بین رفت؟ چرا تمام بزرگی صعود رو زیر سوال بردین و حاضر نشدین از پنج نفر حداقل یکی کنار سامان بمونه؟ یعنی صعود قله اینقدر ارزش داشت؟
8. سامان فردی بود در خدمت تیم. وظیفه تیم در قبال سامان چه بود؟
9. سامان با اصرارش شما را راهی قله کرد تا تلاشتان نا تمام نماند. اما در برگشت به گفته خودتان سامان مدت ها به موازات تیم در حال حرکت بود.اولا چرا به موازات تیم؟ چرا با تیم همراه نبود؟ دوم صداقت در ارائه گزارش است. ما میخواهیم تیم تجارب خودش را در اختیار ما قرار دهد. چرا شما از ریزش بهمن ها و سنگ ها ؛ شوخی ها غذا خوردن ها فیلم و عکس ثبت کرده اید اما از موقعی که سامان از تیم جدا شد و بعد از آن که چه اتفاقی افتاد تصویری ثبت نکرده اید تا اینجا با نمایش دادن آن ثابت کنید سامان تمرد کرده است؟ چرا در مورد این واقعه هیچ فیلمی وجود ندارد؟
10. خانم و آقایی که اون بالا نشستید! تا به حال جان چند نفر را نجات داده اید؟
11. آیا قبول دارید که ما قانون؛ آئین نامه؛ دستورالعمل یا مانیفست قاطعی نداریم که مسئولیت سرپرست رو دقیقا مشخص کنه و افراد رو ملزم به اطاعت از اون؟ آیا این یک اشکال سخت افزاری در قانون سرپرستی ما نیست که در جامعه کوهنوردی ما سرپرست نباید توصیه کند باید دستور بدهد. اگر سرپرستی تفهیم شود حوادث کاهش میباید.
12. آقای فریدیان ! صعود کی2 برای شما مهمتر است یا اورست؟
13. به نظر شما ما باید اشتباه رو محکوم کنیم یا اشتباه کننده را؟
14. قبول دارید که اشتباه یک مرد بزرگ به اندازه ی بزرگی آن مرد است؟
15. آیا تا به حال جان خودتان را برای نجات جان دیگران به خطر انداختید؟
16. آقای فریدیان! اگر به جای سامان این اتفاق برای لیلا می افتاد باز اونو تنها میگذاشتید؟
17. آیا تدبیری اندیشیده شده بود که اگر برای سرپرست اتفاقی افتاد؛ تیم چه کند؟
18. آیا همه اعضای تیم خداحافظی نهایی را با خانواده هایشان کرده بودند؟
19. بهتر نبود تیم به دو دسته تقسیم میشد. کسی که مدعی پزشکی تیم را داشت با افراد ضعیف تر به عنون تیم پشتیبانی میماندند و در روزهای دیگر صعود میکردند؟
20. چرا امداد متوقف شد؟
21. آیا تیم نانگاپاربات ضعف یا اشکالی هم داشت؟
22. آقای عباس محمدی! ارزیابی و جمعبندی شما از این موضوع و این جلسه چیست؟
23. بعد از پخش فیلم کی2 و خبر صعود تیم نانگاپاربات موضوعی ما جوانان را به چالش آورد و آن ایثار در کوهنوردی بود
24. آیا تدابیری اندیشیده شده تا در برنامه های آتی شما این اتفاقات کمتر رخ دهد و اصلا جلوی این مسائل گرفته شود؟
25. در تاریخ هیمالیا نوردی تا به حال چند بار امداد در ارتفاع 7600 متری انجام شده؟ اگر شده موفقیت آمیز بوده یا خیر؟ اصلا امدادی در آن ارتفاع انجام میشه؟
26. با توجه به اینکه تشخیص پزشک تیم این بود که آقای نعمتی ارتفاع زده شده ( دگزامتازون به سامان تزریق کردند) و با توجه به اینکه همه میدانیم در تیم از پزشک به فرد کسی نزدیک تر نیست؛ آیا استقبال از تمرد آقای نعمتی از سوی تیم اشتباه بوده یا خیر؟
.........
.........
.........
اعضای تیم خصوصا آقای فریدیان و آقای عقدایی با حوصله و یکی یکی به تمام سوالات پاسخ دادند. همه ما میدانیم انسان جایز الخطاست خصوصا در شرایط بسیار بد ارتفاع که ثابت شده است تصمیم گیری و تفکر انسان را دچار اختلال میکند. همه ما مطمئنیم که همه اعضای گروه اگر یک درصد احتمال میدادند برای سامان اتفاقی رخ خواهد داد هرگز او را تنها نمیگذاشتند. تا وقتی خودمان در شرایط مشابه قرار نگیریم نمیتوانیم حکم قطعی صادر کنیم برای موضوعی که از اتفاقات نادری است که کمتر ممکن است در یک برنامه کوهنوردی پیش بیاید. به هر حال باید از این اتفاقات تلخ درس گرفت. چون مسلما کوهنوردان ما باز هم برنامه صعود های بلند را اجرا خواهند کرد و همینجا ضمن اینکه برای سلامتی دکتر سعید بهالو دعا میکنیم و امیدواریم دیگر شاهد اینگونه حوادث نباشیم.
از ذهن برفی ام عبور کرد
در خانه ی برفی نشسته بود

بر کاغذی نوشت، به اندازه ی هزار کوه خسته ام
مادر من از کدام تبارم
که دست ابر به پایم نمیرسد
من اندیشه کدام برفم
که باران
خیسم نمی کند...
پس از پذیرایی ابتدایی، برنامه در ساعت 6:30 با خوش آمد گویی مجری برنامه، سهند عقدایی آغاز شد. سپس سرپرست تیم، لیلا اسفندیاری پشت تریبون رفت و تاریخچه ای کوتاه از نانگاپاربات و همچنین روند شکل گیری تیمش ارائه داد. لیلا گفت که از مهر ماه گذشته با مشورت کاظم فریدیان برنامه را اعلام کرده و در ابتدای سال جاری سایر اعضای حاضر که برای گشایش مسیر بر برودپیک خود را آماده کرده می کردند، پس از توقف برنامه شان به این تیم پیوستند.
عموی سامان نعمتی افزود: «درست است كه آلمانيها براي رسيدن به قله نانگا ده ها كشته دادند اما آنها درشرايط حداقل آگاهي نسبت به نانگا و درفضايی مبارزهجويانه دچار حادثه شدند، حادثهاي كه هيچگاه نظام فرهنگي كوهنوردي را زير سوال نبرد و شهرت طلبي حاكم بر گروه آلمانيها به كل آلمان مرتبط بود و ميخواستند ملتي سرآمد باشند. اما در حادثه نانگا شهرت طلبي فردي و گروهي باعث حادثه شد.» او ادامه داد: «تا ديروز اگر كسي گروه قاجر را براي كوه انتخاب ميكرد كه تنها از كوه لذت ببرد و با ايستادن بر قلهها بر خود ببالد، بعد از حادثه نانگا هدف ديگري پيدا كرده است هدفي كه سامان آن را با تمام وجود به همه ما ميگويد. كوهنوردي در هر كوه چه بالاي هشت هزار متر و چه در يك تپهاي در داخل ايران بايد در جهت تقويت همبستگي و ايثار انسانها نسبت به هم باشد.»
